اما شد
كلي از چيزهايي كه هيچ وقت فكرش رو نمي كردي با هم اتفاق ميافته ،
محال بود هر شب حداقل 2 ساعت توي دنياي مجازي گلچرخ نزني اما شد ؛
غير ممكن بود كه تعداد ساعتهاي خوابيدنت در طول روز يك رقمي باشه اما شد ؛
امكان نداشت به كسي يه قولي بدي و نتوني به قولت عمل كني اما بد جور شد ؛
عمراً اگه فكر مي كردي كه اطرافيانت با شوخيهات ناراحت ميشن اما شدن و تو فهميدي كه ...
خيلي چيزاي عجيب غريب داره اين چند روزه دور و اطرافت مي گذره كه هم جديد هستند هم خسته كننده و هم آموزنده .
روزها بي مزه شدند ، نه بي بركت شدند ، خدايا قديما بهتر بود ، فردا چه جوري مي خواد باشه ؟!
+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت0:43توسط مجتبی |

