تبليغاتX
بي سر و ته - اما شد

بي سر و ته

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
اما شد
 

كلي از چيزهايي كه هيچ وقت فكرش رو نمي كردي با هم اتفاق ميافته ،

محال بود هر شب حداقل 2 ساعت توي دنياي مجازي گلچرخ نزني اما شد ؛

غير ممكن بود كه تعداد ساعتهاي خوابيدنت در طول روز يك رقمي باشه اما شد ؛

امكان نداشت به كسي يه قولي بدي و نتوني به قولت عمل كني اما بد جور شد ؛

عمراً اگه فكر مي كردي كه اطرافيانت با شوخيهات ناراحت ميشن اما شدن و تو فهميدي كه ...

 

خيلي چيزاي عجيب غريب داره اين چند روزه دور و اطرافت مي گذره كه هم جديد هستند هم خسته كننده و هم آموزنده .

روزها بي مزه شدند ، نه بي بركت شدند ، خدايا قديما بهتر بود ، فردا چه جوري مي خواد باشه ؟!

 

 

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت0:43توسط مجتبی |