اگر گشتم کمی بیکار و بی آر
و حتی نیــستم من یک بدلکار
اگر روزا تمامــاً تــوی خــــــوابــم
نمی گیرد کسی شبها سراغم
اگر واحد به واحد من میافتـــــم
و از مشروطگی(!) گردن کلفتم
اگر هیــــکل شده یک دبه ی ماست
ببینم هر شبی یک سیزن از لاست
اگر که نیستم من یک هنرمـند
و تفریحم شده قلیون و دربنــد
اگر من نیستم یک شخص مشهور
که از سیمای من گردید مسحــور
اگر که نیست در شهر تک نگاری
بمــــاند از رخــش تنها خمـــاری
اگر چندی است من گشتم طلبکار
ز کمبود دو سه تا غمــــــزه ی یـــار
همه اما اگر ها علت این است
نبودم نیستم من اهل سیـگار!
نویسنده : مجتبی ; ساعت 21:33 روز
راجع به :دو پينگ