دروغ محترم
غرفه ی مجله نشانی محمد صالح علا. دو سال پیش. حامد چندتا از بچه هاشون رو می شناخت. بعد از سلام و علیک و... یکیشون گفت:" صالح علا از مخاطبای غرفه خواسته تا یه دروغ محترم بگن و بنویسن تو اون دفترچه هه"
این قضیه بد جوری رفته تو مخم. چه شکلی میشه یعنی؟
تکمله 3: لطفاً با من هم داستان شوید که این پست مطلقاً سیاسی نیست. چون من خیلی وقت است که با سیاست کاری ندارم. سیاست هم دارد بی خیال ما می شود. نگذارید دوباره داغمان تازه شود.
تکمله 2: این پست رو باید یکماه پیش می نوشتم که نمایشگاه مطبوعات بود. خب نشد.
تکمله 1: یک بازی وبلاگی در ذهن دارم که یک جورایی به کودکی مربوط می شود. نمی دانم دوستان همراهی می کنند یا نه.
تکمله ۰:یک سری اشکالات بی سر و ته که به زعم بنده از یک حرکت نرم و از پیش طراحی شده برای براندازی وبلاگ بنده حکایت داشت موجب شد تا ۴۸ ساعت گذشته در دسترس نباشیم آن چنان که باید. اما شکر خدا فتنه مزبور با پاتک ما فعلاً خنثی شد که البته هزینه هایی از جمله تغییر قالب به همراه داشت، تحمل بفرمایید این هم مرتفع خواهد شد.
ما گم شدیم - تکراری دوست داشتنی -
نگفتم به جز با خدايي كه هست
از اين درد بي انتهايي كه هست
من و كوله بار خلوصي كه نيست
شب و اشك و دست دعايي كه هست
به دنبال خود مي كشاند مرا
در اين كوچه ها ردپايي كه هست
برايم در اين بي كسي ها تويي
صميمي ترين آشنايي كه هست
خجل مي كند ماه و خورشيد را
تو را دست بي ادعايي كه هست
----------------------------------------------------------
ما از خدای گم شده ایم او به جستجوست
چون ما نیازمند و گرفتار آرزوست
گاهی به برگ لاله نویسد پیام خویش
گاهی درون سینه ی مرغان به های و هوست
در خاکدان ما گوهر زندگی گم است
این گوهری که گم شده ماییم یا که اوست؟
من و نوه ی عزیزم
چند وقتی است از روی نوه دختری ام به شدت خجولم، باید چه نمایشنامه ای از این روزها برایش سر هم کنم که من و اطرافیانم دچار تحقیر مادام العمر نشویم!؟
احتمالاً روزی با آن زبان شیرین خاص خودش خواهد پرسید:
- بابابزرگ!
- جانم عزیزم؟!
- میگم شماها بودید و این وقایع رخ داد یا که چی بالاخره؟
قربونش برم الهی که از الان جلوی زبونش کم آوردم، بزرگ بشه چی میشه!
- تکمله: قرار شده نوه مدکور مذکر باشد و طبعاً جملات عاطفی بالا در ملاء عام فاقد هرگونه اشکال شرعی و قانونی و عرفی بوده، فلذا بهتر است به جای گیر دادن نامی درخور برایش انتخاب کنید...
اصلاً هم خودشيفتگي نيستيم
اين ها مشت نمونه خرواره كه به لطف مموري موبايل سيروس رجبي همه اش پريد. ان 82 داره ها ولي پيش مياد ديگه. شايد صلاح بوده ندونید كجاها رفتيم.( بقیه عکسا تو ادامه مطلبه ... )
راستي از اينكه دوستان ترجيح دادن در مورد پست قبل سكوت كنن هم خيلي ممنون.

بنر و پوسترهاي روي موج عاشقي رو همه جاي استان خوزستان مي شد ديد
بقیش کو؟
