سلام،
اين اولين نامه ايست كه امسال برايت مي نويسم، خب در اين 4ماه فرصت اضافه براي اين لوس بازي ها نداشتم و نيازي هم حس نكردم. در هر حال اميدوارم كه زياد كتك نخورده باشي و فردا هم خيلي مراقب خودت باشي، چون به هر حال اگر كمي شعور سياسي يا حتي اجتماعي داشته باشي مي فهمي كه چه خبر است.
راستي نمي دانم از فيس بوك و مسنجر سر در مياري يا نه و مي داني كه اين روزها من در چه حالم و چه روزگاري برايم رقم خورده؟ ( اس ام اس كه هيچ ! ) اما نه، اگر سر در مياوردي كه خب لااقل يك هم دردي كوچك مي كردي تا كمي از دردش كاسته شود. اين را گفتم تا بداني اين طور وقت ها جلوي چشمم آفتابي نشوي كه مديريت ما بقي ماجرا به عهده خودت خواهد بود.
راستش ديگر دل و دماغ ادامه نامه و ذكر قوانين مخصوص به خودم را ندارم. علي الحساب اگر خواستي مراقب خودت باش ...
به صحرا بنگرم صحرا تو بينم
به دريا بنگرم اونجا تو بينم
سركوچه، توي بازار، سركار
يه بند بايد اداهاي تو بينم
و حتي داخل گشتاي ارشاد
اگر خوب بنگرم بازم تو بينم
نمي دونم كه خوابه يا خياله !؟
كه تو فون بوكمم اسم تو بينم
به عنوان يه كم اضغاث احلام
شبا هم توي خواب، روي تو بينم
شده تازگيــــا، يك عادت بد
كه تو فيس بوك هم، ريخت تو بينم
شكايت دارم از بي بي سي پرشن
كه باعث ميشه هي شكل تو بينم
پيامك مي زني آنلاين شو امشب
تو چت روم هم يني (يعني ) بايد تو بينم؟
ديشب خواب ديدمت رفتي كه اونجا
رئيس جمهور بشي، در تو ببينم !
از آن ترسم كه روزي در ادامه
كنار اسممم اسم تو بينم ...
اينجا يه نفر چيزهايي رو گفته كه خيلي وقته خيليا جرات گفتنشو پيدا نكردن اما اون بازم پيش قدم شد ...
سلام،
راستش را بخواهي اصلاً نمي دانم چه صدايت كنم، به اعتقاد من البته اسامي فقط انسان ها را محدود مي كنند. بگذريم، در نامه قبل قول داده بودم چيزهايي را كه از بروز مشكلات احتمالي جلوگيري مي كنند برايت گوشزد كنم تا خداي نكرده در آينده زندگي يا هر چيز ديگري كه خواهيم داشت دچار درگيري نشويم.
1. من كه مجتبي باشم رابطه چندان مسالمت آميزي با تلفن ندارم، يادت باشد كه اگر كاري داشتي تماس بگير و اگر احساس كردي كه من بايد تماس بگيرم زنگ بزن و يادآوري كن.
- تبصره الف: پيامك تبريك و عشقولانه و ... از من نخواه، اما مختاري اگر دلت خواست برايم پيامك بفرستي از هر نوعي. قول مي دهم در اولين فرصت بخوانم.
2. ماشين كه ندارم، لذا اگر خواستيم روزي بيرون برويم، يكبار در ميان بايد حساب كنيم يعني دفعه اول تو و بعد من و باز به همين ترتيب. اگر چه ترجيح مي دهم دفعاتي كه نوبت با من است با ناوگان حمل و نقل عمومي رفت و آمد كنيم تا مزه هم نفسي با مردم از يادمان نرود.
3. به شدت از بيان جملات احساسي معذورم، اصلاً براي يك مرد خجالت آور است كه اينگونه القاب را دائماً بر زبان داشته باشد. لذا اگر گل، شيرين عسل، كلوچه، آب نبات، عسل يا هرگونه شريني جات ديگر كه هستي باش اما براي خودت. آهان تا يادم نرفته من را هم با اين القاب صدا نكن كه در اولين فرصت به هم مي زنيم بره.
تبصره الف: اگر جرات داري پيش مردم نام كوچكم را صدا بزن !
4. تنها ساعات خاصي از روز اجازه برقراري تماس با من را داري. اگر در ساعات اداري و كلاسي و كاري و خواب و ... تماس گرفتي و برخورد ناملايم ديدي مقصر خودتي، گفته باشم.
باقي نكات باشد براي نامه بعد و سال آينده. براي سال نو مجازي طبق تبصره الف بند 1 پيامك تبريك بفرستي ...
از اينكه اين همه برات نوشتم خسته شدم، مراقب خودت باش اگر خواستي !
آهاي ! با توام ! آره بابا چرا تعجب مي كني ؟!
اين اولين نامه رسمي و علنيه كه واست مي نويسم.
ببين راستش رو بخواي هر چي تو وبلاگ هاي دوست و آشنا و غريبه مي گردم مي بينم دارن با يه كسايي حرف مي زنن كه اصلاً هويتشون معلوم نيست. خب واقعيتش آدم هزار تا فكر مربوط و نامربوط مي كنه در موردشون. حالا من از الان مشخص مي كنم با كيم تا واسم حرف در نيارن. ضمن اينكه حواست باشه اين سلسله نامه ها تفسيريه بر اين سخن حكيمانه : " نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد"
اين رو بدون كه اگه تونستي دل من رو ببري ( به طور مشروط البته ) حتماً خيلي خوش شانس و زرنگ بودي. منت نمي گذارم به سرت ها ولي اگر بدوني كه ايام ولنتاين و بقيه روزا چه كساني چه چيزهايي براي پيشكش مي آوردن و من رد مي كردم. چون به اون جمله اعتقاد داشتم. پس خيلي قدر خودتو بدون. علي الحساب اين رو داشته باش تا در نامه هاي بعدي برات نكات مهم تري رو تبيين كنم تا همچنان در نظر ما جايگاهي داشته باشي ...
فعلاً خوش حال باش !
اين نامه ها حالا حالا ها ادامه دارد...
