مخم هنگه
-25 آبان سه سال پیش توی سالن وزارت کشور اختتامیه ی اولین جشن تسنیم بود، سوره ی مطففین و کم فروشی و... . یه سری تیتر زنجیره ای از اون موقع تا به الان رو جمع آوری کردم و خواستم بگذارم اینجا که نمی دونم چرا، ولی خب بی خیالش شدم.
- به شدت دلم محرم میخواد. محرم 86 و 87 یه سری برنامه داشتیم که شکر خدا بد هم نبود. 86 توی سفید مثل شب، 87 هم رادیو قرآن. تا الان واسه امسال خبری نیست، اما نا امید نیستم، شاید شد.
- تقریباً یک سال میشه که نرفتم بهشت زهرا. سعی در افراط تفریط رو هم داره، خدا کنه این طلسم هم به زودی بشکنه.
- چقدر بده که آدم پس فردا باید واسه وقتی که از دیگران گرفته تا وبلاگش رو بخونن جواب پس بده. اصلاً چه کرمیه آدم واسه خودش دردسر درست کنه؟ تازه کاش فقط همین یه مورد بود.
- از تمام کسانی که می خونمشون و کامنت نمی گذارم عذر میخوام.
آشپزباشی
اصولاً والده جماعت چطور از زمان آماده شدن غذای در حال طبخ اطلاع قبلی دارد؟
یعنی از کجا می فهمد که الان باید طی تماسی تلفنی افراد داخل منزل را مطلع کند تا زیر گاز را خاموش کنند؟ یا شگفت انگیز تر آنکه گاهی ساعت کوک می کند برایمان تا بفهیم که دیگر وقتش است.
بعد چطور بنده ی نوعی وقتی بالای سر تخم مرغ – تن ماهی می ایستم متوجه سوختن ما یحتوی نمی شوم؟
--------------------------
( یادش بخیر دوسال پیش، سفید مثل شب تازه پا بود، ویژه برنامه ای رفتیم برای دحو الارض )
Conceptual Post
1. 4 سال پیش همین ایام با یکی دوماه تفاوت "وبا" در کشور جولان می داد و حالا آنفولانزا، 84 و 88 و هر دو بعد از یک انتخاب. شاید یک جور کفاره محسوب شود مثلاً. البته فقط در مرض و بیماری خلاصه نمی شود. به فرض قدری بیشتر فکر کنید ببینید چه گناه نابخشودنی در فصل ماضی مرتکب شده اید که ندایی هر شب شما را به دیدن دلنوازان(!) دعوت می کند؟
2. واحد مرکزی خبر( به زعم برخی واحد مرکزی از خدا بی خبر! ) تمامی حقایق را منعکس می کند و تمامش حقیقت است مگر عکسش ثابت شود.
راستی با تمامی دوستانی که امشب 21 دقیقه تمام منتظر پخش بیست و سی محبوبمان چشمشان به کانال 2 خشک شد همدردی می کنم، خدا ازشان نگذرد.
3. مسافران را دوست نداشتم، هنوز هم زیاد نمی پسندم اما مفاهیمی که جسته گریخته موفق به عبور از تیغ چند لبه نظارت می شوند و زاویه نگاه به آنها را به شدت پایه ام مثل دورویی، دروغ، چاپلوسی و... . حالا در این فکرم که احتمالاً خدا هم با ما شوخی دارد. کسانی مسئول تمشیت امور شده اند که همگی طنزی تلخ از رفتار روزمره خودمان را در مقیاس ماکرو تحویلمان می دهند، حالا یکی کمتر و یکی بیشتر و یکی هم کلکسیونی کامل.
شما را شما را به فیس بوک...
1. کاش آقایان تدبیری می کردند تا فردا به علت بارش ناگهانی برف بالکل ملغی شود تا ما شاهد شعارهای انحرافی عده ای ساده لوح فریب خورده نباشیم. استاد شیطون ما که ساعت 10 با برگزاری امتحان گزینه پیشگیری بهتر از درمان است را برگزیده، فلذا بنده به شخصه وجود هرگونه 13 آبان و حتی 16 آذر را تکذیب می کنم چه رسد به 22 بهمن.
2. اگر پولهایی که بابت ثبت نام کارشناسی ارشد در این سالها پرداخته ام و قرار است پرداخت کنم را در یک فعالیت اقتصادی زود بازده سرمایه گذاری می کردم تا به حال واسه خودم کسی شده بودم به خدا!
3. فیس بوک خلوت شده دوستان، دیگر مثل قدیم جذاب نیست. شما ایرانی هستید و محدودیت برایتان خلاقیت دوچندان می آورد. پس "شما را شما را به فیس بوک..."
4. عقل ناقص بنده از همان حوالی راهنمایی تا به حال با یک نکته دستوری درگیر است بدجور:
مگر بهترین، برترین، قشنگترین، زیباترین، بلندترین و مابقی ترین های عالم منحصر به فرد نیستند؟!
پس اصطلاحاتی از قبیل یکی از بهترین وبلاگهای، یکی از قشنگترین مناطق و... از کجای دوستان نویسنده تراوش می کند؛ صفت عالی بود گمانم این طور صفت ها.
5. عاشق شخصیت شکور ام در شمس العماره، همین.
6. از کودکی ام محافظ ناموسم ... چندی است که در حسرت یک پابوسم
ریگی نبود درون این پاشنه ام ... گر فاش بگویند که من جاسوسم
ای آفتاب سایه ز ما برمدار هم ...
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم ... لطفها می کنی ای خاک درت تاج سرم
-----------------------------
مناسبتی نوشتن رو هیچ وقت دوست نداشتم و ندارم چون حرف خاصی واسه گفتن ندارم، اما این بار نقل یه چیز دیگه است، این اتفاق و قشنگیش به کنار اما دیگه یه کاری می کنن دوستان که ...
بی خیال! غر فایده نداره؛ حالا که بساط افتتاح و آغاز به کار و بهره برداری تو امروز داغه ما هم رفتیم تو فکر که چه دستاوردی واسه ارائه داریم؟ ولی تا الان نتیجه خاصی نداشته!
هلپ می پلیز...
سوء تصویر
چند روزی است در صدد انتشار و رسوایی یک عدد پنیر با نام تجاری بسیار مستهجن و لمپن بر آمده ایم. اما هر چه با خودمان کلنجار می رویم می بینیم هنوز مقداری آبرو و اینها در ته مان باقی مانده که خب حفظش واجب است. لذا به صورت حضوری و فیس تو فیس به دوستان نشانش می دهیم. حالا اگر از آقایان جمع کسی ابراز تمایل کرد خب اشکالی ندارد، برایشان می فرستیم. ( تمام این عکس ها که کار خودمان است مقدمه ای است بر آن عکس اجنبی که قابلیت پخش ندارد مگر در موبایل شخصی مان! )

حرف سی و سوم الفبا کشف شد!

بقیه داره ها ...
بقیش کو؟
لری کینگ ما رو دزدیدن ... دارن باهاش پز میدن
"مرتضی حیدری مان را آزاد کنید"
- ارادت شخصی(!) جای خود، اما خب گناه داره بیچاره.
