ما یه مشت خرگوشیم ...
خاشاک تر از هر خسی فی الحــال منم من
آزادتـــر از پشّــــه ی خوشحـــــال منـــم من
دیشب بشنیدم که کسی یکسره می گفت
والّا به خـــدا خرگـــوشِ جاسوس منــــم من(خرگوش کسره داره به همراه مختصری کش)
یه فرمت اساسی ...
دیشب بعد از چند وقت که کامپیوترم کند شده بود ویندوزش رو عوض کردم، یه فرمت هم زدم تنگش، الان کلی سر حال شده.
بعد از این همه شلوغی و هیاهوی این چند وقته خودمم به یه فرمت اساسی میخوام؛
ما رفتیم امام رضا(ع) ...
بعد از نيمه شعبان هم ميشه ياد صاحبش بود
اينكه چه چيزايي به هم زنجير شد تا شب نيمه شعبان و روز جمعه رو جمكران باشيم خودش داستان جالبي داره اما از ديروز كه برگشتم با خودم ميگم چرا اكثر ( حتماً يه عالمه مثال نقض واسه حرفم هست ) آدمايي كه اونجا بودن از شهرستان هاي دور افتاده و از دهك هاي پايين اجتماعي و اقتصادي بودن؟ سهم تهرانيا و كسايي كه خودشون رو در ظاهر آدم حسابي قلمداد مي كنن كجا بود پس؟ چي عوض شده؟
اونجا بهتر مي فهميدي كه چرا نتيجه انتخابات اينطوري شد، اونجا مي فهميدي كه ايران فقط تهران نيست، اونجا چون هتل نداشت احتمالاً آدم حسابي (!) هم نداشت؛
اين حرف امام كه گفته بودن كه انقلاب ما متعلق به پا برهنگان و ... است اين ايام خوب به چشم مياد، شايد هم مال كم همت ها نيست ...
خودش حرف مي زنه، تيتر نمي خواد
روز گذشته جوان بر خودتون مبارك!
ما كه در طي اتفاقات پرشكوه، عبرت انگيز، تاريخ ساز و پر پيام اخير دور از جون شما 20 سي سالي پير شديم، يه جورايي با بنجامين باتن داريم همزاد پنداري مي كنيم انگاري، اما خب واسه شما مبارك باشه...
اعتراف مي كنم
يا
رستگاري در كمتر از يك ماه !
يادمه قبل تر يه چيزها و جاهاي ديگه اي كارخانه انسان سازي بود، امروز يه كارخانه جديد رو كشف كردم: ا و ي ن !
واي كه چقدر من آدم مهمي هستم!
يا
اس ام اس نمي زنم پس هستم؛
كمي قبل تر " من وقت تلويزيون ديدن ندارم " يا " خيلي وقته كه ديگه تلويزيون نگاه نمي كنم با اون فيلماي مسخرش" براي عده اي كه اغلب اهل درس و كتاب و ... بودند جملات رايجي به شمار مي رفتند و البته خاص. يا مثلاً عده اي نماز نخواندن پشت سر فلاني را طوري توي بوق مي كردند كه همه از ميزان روشنفكري آنها مطلع شوند و توي دلشان حسرت هم بخورند كه چرا ما اين مراتب نرسيده ايم؟
حالا اخيراً به موارد بالا تحريم اس ام اس هم اضافه شده كه باز همان عده اين كار را نشانه فهم بالا و پيشرو بودنشان نسبت به عوام تلقي مي كنند، فقط نمي دانم يك اس ام اس ساده پول بيشتري به جيب مخابرات مي ريزد يا برقراري تماس براي همان كار ساده؟
( از حماقت هاي صورت گرفته دفاع نمي كنم. اينكه كلا اين مدت خيلي چيزها را براي اولين بار چشيديم قبول. اينكه شعور ما دسته جمعي به سخره گرفته شد قبول. اينكه .... اما طرز برخورد و اعتراض اين گونه كارهاي لوس نيست به خدا )
كلاً تمام اين حرف ها و اعمال پوسيده براي اين است كه آهاي آقايان ، خانم ها، بنده نيز وجود خارجي دارم، باور كنيد من هم به نوبه خودم آدم مهمي هستم! چرا كسي به من توجه نمي كند؟
هم براي اين طرز تفكر متاسفم و هم در مواجهه با اين گونه افراد احساس شرمندگي مي كنم فقط.
+ در مثال ها نمونيم لطفاً، اصل اين طور فكر كردن منظورم بود بيشتر.
