تبليغاتX
... بــي ســـر و تــه

... بــي ســـر و تــه

طریق رفتن از مجنون طلب کن شهر لیلی را ... که ملک عشق را عاقل نداند راه منزلها

 

جردن/زير پل ميرداماد / دوستان يكي يكي هجوم ببريد لطفاً

دوستان يكي يكي هجوم ببرند لطفاً؛ دوست خوبم واستا ته صف قربونت.

 

باز هم جردن، پاتوقمون كه قابل عرض نيست

اگر پاسخي براي اين سوال پيدا كردي اونوقت پارك كن.

 





نویسنده : مجتبی ; ساعت 0:34 روز
راجع به :دو پينگ
لینک بازی



 

چقدر خوب اگر هر چيز جاي خودش باشد نه در آرزوي بودن در جايگاه ديگري،‌ كه اين  خود كم بيني  به مرور موجب ويراني هم آن چيز است.

از دوران بچگي سعي در اعتقاد به عزت نفس داشتم و از تحقير بيزار، نبودن را ترجيح مي دادم به بودن با سرشكستگي و كمبود   هر چند به لحاظ ظاهري متضرر شوم.

كساني هستند كه به دور خود چسب هايي دارند از جنس نمي دانم چه؛ به هر كس يا چيري كه لحظه اي احساس كنند از خودشان برتر است برسند چنان پيوند مي خورند كه گويي چيز اول طفيلي وجود اينان است.

حالا اگر آن كسان به مقام و منصبي برسند مثلاً مديريت يك مجموعه نسبتاً بزرگ، چسب هايي با كيفيت و حجم بالا اين بار به دور همان سازمان مي تنند و پيوند خواهر خواندگي مي بندند با سازمان بالا دستي براي پرواز، اما اوج گرفتن چه كسي و به چه قيمتي؟

راديو رسانه ي نجيبي است، دوستش داريم، دكتر گفت مال ماست،‌ به نظرم سكانداران اين درياي نجابت به قيمت پريدن روي پشت بام همسايه يا هر چيز ديگر  كمر بسته اند به تحقير هر چه بيشتر اين رسانه آن هم در لباس خلاقيت و نوآوري و انجام حركت هاي آوانگارد.

اين روزها آقايان از اينكه مي بينند تلويزيون راديو را آدم حساب كرده(!) سر از پا نمي شناسند و دائم سعي دارند چسب هاي بيشتري در اين راستا به كار گيرند اما...

بگذريم، راديو رسانه نجيبي است و نجيب خواهد ماند و با اين گونه بي تدبيري ها گزندي نخواهد ديد به شرط اينكه بفهميم در اطرافمان چه خبر است!؟

 





نویسنده : مجتبی ; ساعت 0:25 روز
لینک بازی



 

به صحرا بنگرم صحرا تو بينم

به دريا بنگرم اونجا تو بينم

سركوچه، توي بازار، سركار

يه بند بايد اداهاي تو بينم

و حتي داخل گشتاي ارشاد

اگر خوب بنگرم بازم تو بينم

نمي دونم كه خوابه يا خياله !؟

كه تو فون بوكمم اسم تو بينم

به عنوان يه كم اضغاث احلام

شبا هم توي خواب، روي تو بينم

شده تازگيــــا، يك عادت بد

كه تو فيس بوك هم، ريخت تو بينم

شكايت دارم از بي بي سي پرشن

كه باعث ميشه هي شكل تو بينم

پيامك مي زني آنلاين شو امشب

تو چت روم هم يني (يعني ) بايد تو بينم؟

ديشب خواب ديدمت رفتي كه اونجا

رئيس جمهور بشي، در تو ببينم !

از آن ترسم كه روزي در ادامه

كنار اسممم اسم تو بينم ...


 اينجا يه نفر چيزهايي رو گفته كه خيلي وقته خيليا جرات گفتنشو پيدا نكردن اما اون بازم پيش قدم شد ...

 





نویسنده : مجتبی ; ساعت 0:48 روز
راجع به :دو پينگ
لینک بازی



 

مادر نمير !

مردن براي تو زود است و يتيمي براي ما زودتر.

ما هنوز كوچكيم، از آب و گل در نيامده ايم. هنوز سرهايمان طاقت گرد يتيمي ندارد.

اما نه، نمان براي محافظت از ما، نمان براي اينكه از ما مراقبت كني.

تو خود اكنون نياز به تيمار داري. بمان براي اينكه ما تو را بر روي چشم هاي خود مداوا كنيم.

بمان براي اينكه ما بي مادر نباشيم. بمان براي اينكه ما مادري چون تو داشته باشيم.

مي دانم كه خسته اي، مي دانم كه مصيبت بسيار ديده اي، زجر بسيار كشيده اي، غم بسيار خورده اي و مي دانم كه به رفتن مشتاق تري تا ماندن و به آنجا دلبسته تري تا اينجا.

 اما تو خورشيدي مادر!  بمان!

بمان اي حيثيت از حوا تا هميشه !

 





نویسنده : مجتبی ; ساعت 23:45 روز
راجع به :
لینک بازی



 

همه چي از اون اركات پدر سوخته شروع شد و فيلتر شدنش. سايتهاي اركات صفت عينهو قارچ شروع كردن به رشد كردن بدون اينكه فكر كنن ما هم بايد برسيم بهشون كه بتونيم خوب به هر حال ....

كلوب و ياهو 360 و ياري و هزار و يك دردسر ساز ديگه تا رسيديم به پديده اي به نام فيس بوك كه چند وقتيه ( با تاخير البته ) كلاً مخاطره آميز شده و تمامي آحاد جامعه از فرهيخته تا عوام رو مسحور خودش كرده. ما هم ديديم ضايع ميشه اگه نفهميم كي داره جوونامون رو تهاجم فرهنگي مي كنه؛ لذا داريم به صورت فشرده دوره هاش رو مي گذرونيم .

     

خلاصه هر كي هر كمكي از دستش بر مياد مضايقه نكنه لطفاً كه به تسريع در اين امر مبارك منجر بشه.

+(لحظاتي پيش دوستي كامنت گذاشت: ديگه خز شد، دير رسيدي ! )

 





نویسنده : مجتبی ; ساعت 0:50 روز
راجع به :چرند پرند
لینک بازی



 

نمي دونم اسم هفته اي كه پر از خبرهاي خوب و بده چيه؟

همين الان كه داشتم مي اومدم پاي كامپيوتر گفتن كه يه بزرگ ديگه از فاميلمون كم شد، اين رو اضافه كنيد به يه فقدان ديگه كه يكشنبه هفته پيش بود. اين روزا بدجور توي تشييع  جنازه و مجلس ختم فرو رفتيم، خدا آخرشو به خير كنه. بزرگترا هم هي از اين بهونه ها استفاده مي كنن واسه نصيحت!

خدا بيامرزدمون.

 

+ آقايان، خانم ها ؛

شما را به خدا بیایید از اين عوام زدگي دست برداريم و همه چيز را به همه كس تعميم ندهيم.  

همه ايرانيا ...

همه راننده تاكسيا ...

همه فلان جاييا ....

به شدت آزار دهنده است و غير علمي!

 

+ به زودي مواضع انتخاباتي خودمون رو مشخص مي كنيم، اگه اين چهره در نقاب خاك كشيدن ها اجازه بده. ولي علي الحساب به صورت كاملاً جدي توي اين نظر سنجي نيما دهقاني شركت كنيد. مي دونم سخته اما جدي بگيريد اين بار رو .

 





نویسنده : مجتبی ; ساعت 14:20 روز
راجع به :چرند پرند
لینک بازی



 

امروز و اتفاقي كه توش افتاد رو تو تقويم امسالم مي نويسم. همون برنامه اي كه تو پست قبل پيشنهاد كردم گوش كنيد. با بي انگيزگي تمام كار كرديم واسش و نتيجه كاري كرد كه الان كپسول انرژيم.

اين 4 ساعت اميدوار كرد هممون رو كه هنوزم ميشه !

كاش اين اتفاق تو يه راديوي سراسري مي افتاد ( البته نه اونايي كه تو كما هستن ) كه همه كيفشو مي بردن، گرچه يه نيم ساعتي راديو ايران رله كرد برنامه رو. سي دي برنامه رو مي گيرم به زودي و چند بار مي شنومش دوباره. عكسهاشم در مي آد به زودي.

به شدت حال من خوب شده، تو رو به خدا دعا كنيد ...

 

اينجا يه كم توضيح داده ؛

 





نویسنده : مجتبی ; ساعت 22:13 روز
راجع به :دو پينگ
لینک بازی



 

سال جديد رو به اين سادگيا به رسميت نمي شناسم، هنوزم پاي برگه هام مي زنم 87 !

اين اتفاق هر سال مي افته، تا كه برم عادت كنم به اين اضافه شدن عدد سمت چپ تاريخ، سال مي افته تو سراشيبي؛ ولي دم راننده تاكسيا گرم كه هم تعويض سال رو هر دقيقه به طور ملموس درك مي كنن هم به مسافراشون مي فهمونن عمو جون يه سال ديگه به آخر عمرت ...

اين روزا سرم شلوغه ولي به شدت بي انگيزگي زده زير دلم، يه ماه نشده حرف قشنگام واسه اتفاقاي خوب و اينا يادم رفته عين هميشه. خدا جون اين 11 ماه باقي فقط مثه پارسال نشه كه ...

از ديروز شد 9 سال تموم كه پيشمون نيست و من هنوز سال جديدي نرفتم پيشش ...


جمعه از ساعت ۴ تا ۸ بعدازظهر رادیو تهران رو بشنوید بد نیست به گمونم.

 





نویسنده : مجتبی ; ساعت 1:33 روز
راجع به :چرند پرند
لینک بازی