حضور با سعادت جناب آقاي مخابرات
سلام عليكم؛
چند روزي بود كه شاهد اختلالات جزئي در سيستم پيامك كشور بوديم كه بحمدا... و با عنايات حضرت حق و خاصه سربازان گمنام امام زمان، عصر امروز به كلي مرتفع گرديد. بر خود ديديم تا به جهت تلاش هاي شبانه روزي و بي دريغتان در جهت راه اندازي مجدد اين كانال ارتباطي كمال تشكر و قدرداني را به عمل آوريم و از جماعت خواننده اين مطلب بخواهيم قدر عافيت بدانند تا خداي نخواسته دوباره مجبور شوند به جهت مسدود بودن تمامي راه هاي ارتباطي به خيابان ها ريخته و به گفتمان بپردازند.
هم چنين پيشنهاد مي كنيم حداقل سالي يكبار ( آن هم به مدت حداقل يك ماه ) راه هاي ارتباطي نامشروع چون پيامك، ميس كال ( تماس از دست رفته ) و... را به كلي منهدم نماييد تا اولاً كلي وقت اضافه داشته باشيم و ندانيم با آن چه كنيم و ثانياً 11 ماه ديگر از امكاناتي كه در اختيار داريم به درستي استفاده كنيم و به تخريب، خرافه گرايي، انقلاب مخملي، تبليغ، لجن پراكني، سخره و يا هر چيز ديگري كه به نحوي مانع فعاليت چشم گير دول كريمه اخير باشد نپردازيم.
در پايان از جانب تمام كساني كه مسائل فني اخير را به گردن مخابرات، دولت و يا رژيم مي انداختند از حضور شما عذر خواهي نموده، درآمد روز افزون شما را از درگاه پروردگار مسئلت داريم...
مباركمان باد اين پيروزي
جمعي خس و خاشاك
اگر جواني دور از جان در ابعاد ما روزي هوس كند خانه اي مجردي ( سوئيت و اتاق هم شد مانعي ندارد ) اختيار كند براي خودش تنهايي ( بدون آدم اضافه ) و به يك زندگي نسبتاً مجاز بپردازد تكليف چيست؟
كاش مي توانستم باور كنم كه تمام اين قيل و قال ها فقط بر سر نتايج يك انتخابات لعنتي است!
اما چون حرف ها و اعمال از اتفاق بزرگتري در آينده حكايت مي كنند، گمان مي كنم كشته و زخمي شدن بهاي كمي باشد براي آن، از جانب هر دو طرف...
چيزهايي كه برايمان شبه تقدسي دارند بهانه اي شده اند براي سو ء استفاده برخي، حواسمان جمع باشد لطفاً!
خودم رو جاي ديگران مي گذارم. 10 روزي هست كه شديدتر اينكار رو مي كنم. مثلاً يك روستايي كه طي 4 سال گذشته تنها يك بار رئيس جمهور كشورش را ديده، همين. حالا تو بگو سهام عدالت گرفته اند، قبول ولي همين بس كه تا n سال ديگر هم رئيس جمهورش او باشد. تو ادعا داري بالاترش را انجام بده شك نكن اينقدر ساده و بي غل و غش هست كه تو را انتخاب كند.
10 روزي هست كه بهت زده ام اما پي حلش هم هستم. به نظرم اين يك راهش است كه مثلاً خودم رو جاي يك بازنشسته ( پدر بزرگ و مادر بزرگ خودم و خودت) فرض كنم، اگر بعد از 2 برابر شدم حقوقم بگويند بالاي چشم رئيس جمهوت ابروست جاي سالمي در بدن گوينده نمي گذارم، حالا تو بيا بگو كه قانون بوده و هر كس ديگري هم بايد اجرا مي كرده و...
با اين اوضاع كمي قابل حل شده اما هنوز تجزيه تحليل كردن اين مردم از اون كارهاست.
دقيقاً يك ماه پيش بود، پيش يكي از سران اصلاحات بوديم، گفت 70 به 30 برنده ايم، شك نكنيد. گفتم به تهران و ونك به بالا دل خوش كردن سادگي نيست؟ گفت همه جا همين است بلكه شديدتر، گفتم سلّمنا!
طرفدار هيچ كدام از دو سر طيف نبوده ام هيچ وقت، واقعاً هميشه دنبال راه سوم بوده ام، اما وقتي خودم رو جاي مردمي كه نافشان را با استقلال و پرسپوليس بريده اند مي گذارم خب نتيجه اي غير اين نمي توان متصور بود. كدام استقلال، كدام پرسپوليس؟ دمت گرم مسعود ده نمكي كه اين روزها مستندت را چند بار ديدم، اخراجي هايت را مي گذاريم كنار، در اينجا دمت گرم!
راستي روند يك سويه راديو تلويزيون هم اعصاب خرد كن شده اين روزها، به عبارت دقيق تر روي مغز راه ميره حسابي؛
وقتي دنبال ارزش گذاري آراء مردم كه مي افتند ديگر انسان يك جايش مي سوزد و مجبور مي شود به گفته رئيس جمهورش آب بريز آنجا را!
مجري: "صندوقهاي شهرري رو شمردن، آقاي احمدي نژاد 200 هزار، آقاي موسوي 100 هزار، به شميرانات كه مي ريم اين آمار عكس مي شه، اين يعني چي به نظر شما؟"
خودي و غير خودي كردن مردم از ثمرات جبران ناپذير حكومت همين دوستان بوده، فقيرها و طبقات محروم به يكي راي داده اند و دهك 5 و 6 به بالا به آن يكي؟ ضد انقلاب ها به آن يكي و متدينين و ارزشي ها اين يكي؟ خدا به ما رحم كند فقط؛
هنوز سرم درد مي كند!
جمع خس و خاشاك خواننده اين پست رو دعوت مي كنم به تماشاي عمليات بوسيدن پاي رئيس جمهور مردمي توسط آقاي جواد شمقدري عزيز ( كه زبانم لال مشاور فرهنگي(!) ايشان نيز بودند و احتمالاً در دولت كريمه آينده هم خواهند بود حتي بيشتر ... ) بعد از مناظره مورخ 13 خردادماه سال جاري با آقاي مهندس موسوي !

شايد تكراري بود اما ذكرش تو اين اوضاع خالي از لطف نبود، به هر حال ممكنه خداي نكرده در آينده برخوردي با ايشون داشته باشيد، بايد بدونبد چطوري تعظيم كنيد يا نه؟
اگر كمي از بحث انتخابات و كانديداي اصلح و شور همراه با شعور و اينا فاصله بگيريم، مساله پيش روي بعدي امتحانات پايان ترم ماست كه اين ترم گسترده تر از هميشه خودش رو داره به ما تحميل مي كنه. در بين درسهايي كه همه دست نخورده اند و آكبند، يكي بيش تر از همه خودنمايي مي كنه، تنظيم خانواده و جمعيت! شايد تنها درسي كه تو دانشگاه تدريس ميشه و در تمامي شئون زندگي تاثير گذاره و بعضاً مفيد، اما اين ترم اين يك نعمت هم از ما دريغ شد!
استادي به پستمان خورد بدجور مأخوذ به حيا و خجول طوري كه با گفتن اسم درس حسابي سرخ مي شد چه رسد به محتواي غني آن ...
خلاصه براي پر شدن وقت كلاس دائماً از جمعيت و آمار و سرشماري و مهاجرت و ... گفت تا قتي براي تنظيم نمونه.
حالا سوال اينجاست اگر دانشجويان كلاس مذكور متوسل به كلاس فوق العاده و خصوصي براي اين درس نشن، چه آينده اي رو بايد براي كشور متصور بود؟
كلاس تست زني سراغ داريد واسه درس فوق الذكر؟ واسه ارشد عرض كردم.
4 سال ديگه دست و پنجه نرم كردن با بدبختي كار سختيه!
نظرت راجع به فرار مغزها شدن چيه ؟
دنبال يك اتفاقيم نه يك رئيس جمهور؛
چون كنجكاويم دنبال موج هاي ناشناخته حركت مي كنيم؛
گرچه اين موج ها بعضاً نشانه اعتراض هستند به وضع موجود اما بدون جايگزين؛
اغلب اين حس، قدرت تعقل و انديشه را از ما سلب مي كند؛
به شدت هيجاني تصميم مي گيريم؛
و الا اگر بپرسند دليل منطقي دنباله روي تو چيست قول مي دهم بالاي 80 درصد جوابي ندارند؛
بگذار تكرار كنم كه هم چنان دنبال منجي هستيم ...
اين سطور كاملاً جدي است؛
در جريان مناظره كه نه مناقشه چند دقيقه پيش رئيس جمهور محبوب و مردمي و شيخ اصلاحات به يكي از اقوام نزديك اينجانب اتهاماتي نسبت داده شد كه بيشتر لايق صاحب سخن بود نه مخاطب آن. لذا من از برادر عزيز و كاربلدمان جناب آقاي ضرغامي صميمانه درخواست مي كنم ترتيبي اتخاذ فرمايند تا مجال پاسخگويي در همان زمان و شبكه و برنامه قبل از فرا رسيدن انتخابات فراهم آيد تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد...
و من ا... التوفق
